اومدیم با کلی عکس خوشگل
مسابقه شماره 7
نینی وبلاگ یه مسابقه برگزار کرده به اسم (خواب یک فرشته) منم این عکستو گذاشتم اما دیر فهمیدم.وقتش تا دیروز بوده.خدا کنه صبارو تو این مسابقه شرکت بدن. ...
نویسنده :
مامانی صبا
15:30
خاطرات سفر به نیریز
صبای عزیزم این روزا کلی داره بهت خوش میگذره.مدام داری بازی میکنی.با مادرجون پدر جون. خاله جون که بیخیال پایان نامه شده هر وقت بیداری باهات بازی میکنه. داییهات که نگو (مخلص دایی امین) اینقدر تو رو دوس دارن و باهات بازی میککن.بخصوص دایی امین.براشون میخندی آغون میگی.اینقدر خسته میشی که وقتی میخوابی انگار غش کردی .این عکسو وقتی خوابیدی خاله گرفت. عصر جمعه بابایی رفت داراب.ما هم رفتیم خونه دایی من(دایی مهدی).نینی اونا هم تازه بدنیا اومده .زینب خانم دلش درد میکرد گریه میکرد.اینم عکس تو با زینب گلی که 23 روزه هست. عزیز مامانی دیروز گوشتو سوراخ کردیم اونم با سوووووووووووووزن(7/3/90)الهی بمیرم برات مامانی.آخه اونایی که...
نویسنده :
مامانی صبا
21:11
هدیه مامان جون
صبا جونم این لباس رو مامان جون به مناسبت سوراخ کردن گوشت بهت داد. مبارک عزیزم ...
نویسنده :
مامانی صبا
18:09
سه ماهگیت مبارک نفسم
عزیز دل مامانی سه ماه تموم شد و تو وارد ماه چهارم شدی.عزیزکم اونقدر دلم تنگ شده برای وقتی که تو دلم بوی.به این زودی سه ماه گذشت. دووست دارم جیگرم. ...
نویسنده :
مامانی صبا
2:47
پستونک
این صبای من پستونک نمیگیره چیکار کنم؟مدام باید شیرش بدم وگرنه دستش میخوره ...
نویسنده :
مامانی صبا
16:33
دیدار دوباره
امروز قراره صبا گلی بره نیریز پیش مادرجون و پدر جون.یک ماهه که ندیدنت نفس من.منو تو یه هفته میمونیم ولی بابایی باید برگرده. چرا؟آخه بابایی باید صبح شنبه بره بانک.اگه نره دعواش میکنن. دلت تنگ میشه جیگرم؟خوب منم دلم برای بابایی تنگ میشه ولی در عوضش مادرجون و پدر جونو میبینیم دایی علی و دایی امین و خاله فرزانه رو میبینیم. قول میدم بهت کلی خوش بگذره. ...
نویسنده :
مامانی صبا
11:31
تقدیمی
واکسسسسن دوماهگیت
وای صبای گلم هشتم اردیبهشت بجای اینکه تولد دو ماهگیتو جشن بگیرم بهت واکسن زدم.بمیرم عزیزم هیچ کاری نمیتونم برات بکنم چون برای سلامتیت واجبه. صبح بابا از سر کار اومد تا ببریمت واسه واکسن.اول قدو وزنتو گرفتن. وزن:5.850 قد:59 بعدش هم بهت واکسن زدن.فقط چند ثانیه گریه کردی بعد اروم شدی.خداروشکر تب نکردی اصلا هم گریه نکردی.شبش هم راحت خوابیدی. دوسسسسسسسسسسسسست دارم که اینقدر نجیبی.
نویسنده :
مامانی صبا
16:42









